خرید بک لینک
سلام.مامانم قراره روز 17 اسفند ینی یه روز قبل از روز مادر یه مولودی نسبتا بزرگ تو خونه بگیره از عمه و زن عمو و خاله و زن دایی و همسایه ها و غیره . خب قطعا اون خالم هم که احسان گفته نباید ببینیش اونجا

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 11:54

موضوع از اون جایی شروع شد که مامان و خواهرم خونمون بودن و احسان بهشون گفت بیاید بریم ناهار باغ( ما یه باغچه کوچولو خریدیم حدود 600، 700 متر. احسان میگه حالا که نمیتونیم خونه بخریم باغچه رو خرد خرد بهش

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 11:54

نمیدونم چیکار کنم که ارتباط مامانم اینا و احسان خوب بشه. از اون روزی که گفت دیگه خونه ی هیچ کدوم از فامیلات نمیریم کمتر از یه هفته میگذره. روز بعد از اون ماجرا گفت اون روز عصبانی بودم که این حرفو زدم.

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 11:54

احسان گفته فعلا حق نداری با خونوادت در ارتباط باشی. رابطه مون خوب بود. بابا زنگ زد به احسان گفت براتون یه وام یه تومنی بگیرم یکم دست و بالتون باز شه؟ احسان هم تشکر کرد. قرار شد تا شنبه هفته آینده ش رد

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 11:54

صفحه بندی